جمال الدين محمد الخوانساري
438
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
9064 من سعى في طلب السّراب طال تعبه وكثر عطشه . هر كه سعى كند در طلب سراب دراز كشد تعب أو وبسيار شود تشنگى أو ، غرض تشبيه دنياست بسراب واين كه سعى در طلب آن حكم سعى در طلب سراب دارد . 9065 من أمّل الرّىّ من السّراب خاب أمله ومات بعطشه . هر كه اميد داشته باشد سيرابى را از سراب ، محروم گردد اميد أو وبميرد بتشنگى خود ، غرض از اين نيز تشبيه دنياست بسراب واين كه حكم آن دارد . 9066 من أنعم على الكفور طال غيظه . هر كه انعام كند بر كفران كننده دراز كشد خشم أو ، غرض منع از انعام بر كسيست كه كفران نعمت كند واين كه آن باعث خشم درازى مىشود . 9067 من اغتاظ على من لا يقدر عليه مات بغيظه . هر كه خشمناك گردد بر كسى كه قادر نباشد بر أو بميرد بخشم خود ، غرض اينست كه خشمناك شدن بر كسى كه قدرتى بر تلافى از أو نباشد ثمرهء ندارد بغير اين كه آدمي هميشه خشمناك باشد تا با خشم خود بميرد پس بايد بر ايذاى أو صبر وتحمّل كرد . 9068 من لم يصن وجهه عن مسألتك فأكرم وجهك عن ردّه . هر كه نگاه ندارد آبروى خود را از سؤال از تو پس گرامى دار تو روى خود را از برگردانيدن أو ، غرض اشاره بخفّت وذلّت سؤال است ، وهمچنين ردّ سائل واين كه هرگاه كسى آبروى خود را نگاه ندارد وبذلّت سؤال از تو راضى شود تو خود آبروى خود را نگاهدار وعطايش كن وردّش مكن . 9069 من عرف شرف معناه صانه عن دناءة شهوته وزور مناه . هر كه بشناسد شرف مقصد خود را نگاهدارد آن أو را از پستى خواهش خود ودروغ آرزوهاى خود ، غرض اينست كه مقصد آدمي وآنچه از براي آن